شهیده ناهید فاتحی کرجو

شهیده ناهید فاتحی کرجو

نام  :  ناهید
نام خانوادگی  :  فاتحی کرجو
نام پدر  :  محمد
تاریخ تولد  :  ۴/۴/۱۳۴۴
یگان  :  همکاری با سپاه و پیش مرگان انقلاب
تاریخ شهادت  :  ۰۱/۰۹/۱۳۶۱
محل شهادت  :  روستای هشمیز کردستان
عملیات  :  توسط ضد انقلاب

آرامگاه  :  تهران - بهشت زهرا (س)

پوستری در نمایشگاه کتاب که توجه همه بینندگان را به خود جلب کرد.

خاطراتی از «ناهید فاتحی کرجو» به روایت پدرش

دختر همسایه، عروسک را که دید به گریه افتاد و گفت خیلی عروسک دوست دارد اما پدرش نمی‌تواند مانند او را برایش بخرد؛ ناهید به خانه که آمد عروسک همراهش نبود.

شهیده «ناهید فاتحی‌کرجو» در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج به دنیا آمد. با شروع حرکت‌های انقلابی مردم، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرار گرفت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری‌اش را با نیروهای ارتش و سپاه آغاز کرد. ناهید بیشتر وقتش را به خواندن کتاب‌های مذهبی و قرائت قرآن و انجام فعالیت‌های اجتماعی می‌گذراند.

ناهید اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد که به دست نیروهای ضدانقلاب اسیر شد و 11 ماه توسط ضدانقلاب شکنجه شد؛ موهای سرش را تراشیده و ناخن دست و پایش را کشیدند تا به امام خمینی(ره) توهین کند اما او شهادت را به زندگی با ذلت ترجیح داد. ناهید فاتحی در حالی که 16 سال بیشتر نداشت توسط ضد انقلاب زنده به گور شد و به شهادت رسید.

«محمد فاتحی کرجو» پدر این شهیده خاطره‌ای از فرزندش را روایت می‌کند:

ناهید از همان کودکی با دیگران فرق داشت. کوچک که بود کلافه می‌شدیم، از بس سؤال می‌کرد. کنجکاوی او همه را کلافه می‌کرد. حتی در مورد مسائل بدیهی هم سؤال می‌کرد. انگار می‌خواست ته و توی همه چیز را دربیاورد. تا جایی که قادر به جواب دادن نبودیم.
ادامه نوشته

شهید ناهید فاتحی

زندگینامه بسیجی شهید ناهید فاتحی کرجو

(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)

ولادت و معرفت به معبود

ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ  می کرد.

http://basij.ir/attachment/1224316.jpg

ناهید کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می­برد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه     می­کنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر می­شوم».

 

نوجوانی از جنس ایمان و شهامت

با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.

روزی با دوستانش به قصد شرکت در....

ادامه نوشته