سلام من بر محرم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خــستـه زیــنــب

بـــه بــی نــهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـــنــب

سلام مــن بـه محـرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نــا امـیـدی سـقـا بــه ســـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مــحـرم بـــه قــد و قـا مـت اکــبـر

بـــه کــام خـشک اذان گـوی زیـر نــیـزه و خـنـجـر

سلام مــن بــه محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مــن بـــه مــحـرم بــه گــاهـواره ی اصـغـر

بــه اشــک خـجـلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

سـلام مــن بـــه مــحــرم به اضــطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویـش نـدیـده چـشـم مدینه

سـلام مـن بــه مــحــرم بــه عـاشـقـی زهـیـرش

بـه بـاز گـشـتـن حُــر و عـروج خـــتــم بـه خـیرش

سلام من بــه محرم بــه مـسـلــم و به حـبـیـبش

به رو سـپیدی جـوُن و بـه بــوی عــطــر عـجیـبـش

سلام مــن بـــه مـحـرم بـه زنــگ مــحـمـل زیـنـب

بــه پـاره پـاره تــن بـــی ســر مــقـــابـــل زیــنــب

سلام من به مــحـرم بـه شــور و حــال عـیـانـش

سلام مـن به حـسـیـن و به اشـک سینه زنـانش

روز خانواده

25 ماه ذی الحجه روز خانواده رابه همه خانواده های محترم تبریک می گویم.

امام صادق علیه السلام میفرمایند:


مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأَهلِ بَیتِهِ مُدَّ لَهُ فىعُمُرِهِ؛

هر کس به شایستگى در حقّ خانواده اش نیکى کند، عمرش طولانى مى شود.

کافى، ج2، ص105،ح11

 

بقيه  در ادامه مطلب.............


ادامه نوشته

به مناسبت 8 آبان روز نوجوان ( سالروز شهادت محمد حسین فهمیده )

  آنچه فهمیدنی بود ، فهمیده بود

 * یک نگاه ساده که توی تقویم می اندازی ، می بینی که روزها ، نام های مختلفی دارند : روز مادر ، روز پدر ، روز جوان ، روز جهانی کودک ، روز دختران ، روز خبرنگار ، روز ...   . ولی منظور من از این نوشتار ، لیست کردن نام روز ها نیست .منظورم یکی از آن همه است که لابه لای جدول بندی تقویم ها گم شده وهر سال ، کمابیش بی سرو صدا عبور می کند ونیم نگاهی حتی به ما که کنار جاده گذر عمر نشسته ایم ، نمی اندازد : هشت آبان ، روز نوجوان !


بقيه در ادامه مطلب.....

ادامه نوشته

عشق یعنی...

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک





من از اهالی دیار عشقم من از قبیله و تبار عشقم

هنوزم از دم امام امت هلاک عشق و بی قرار عشقم

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک





منم که جا موندم از شهادت به حق قرآن و حق عترت

امید من اینه که با ولایت چه رونقی شده به کار عشقم

عشق یعنی یه جوون یه جوون بی نام و نشون

عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک





به یاد صوت اذان اکبر به یاد ظهر و نماز دلبر

به یاد تسلیم امر داور غلام پروردگار عشقم

عشق یعنی یه پدر که شب ها بیداره تا سحر

عشق یعنی یه خبر خبر یه مفقود الاثر

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک





گرفته دل هوای کربلا رو بیا ببین به روی نی سرا رو

آتیش گرفت دامن خیمه ها رو منم اسیر یادگار عشقم

عشق یعنی یه پیام تا بقیة الله و قیام

عشق یعنی یه کلام پا به پای فرزند امام

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک

وفات حضرت زینب(س)

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
 

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.


بقيه در ادامه مطلب.....
ادامه نوشته

در رثای آفتاب

شخصیت استثنایی و ممتاز
خصوصيات امام، استثنايى و ممتاز و بى‏نظير است و هرچه در ابعاد شخصيت ايشان تأمل كنيم، اين استثنا و امتياز را بهتر و بيشتر مى‏يابيم. حال كه اين داغ بزرگ، دلهاى ما را گداخته است و غم سنگينى قلبهاى ما را مى‏فشارد، خلأ وجود او را بيشتر احساس مى‏كنيم....

"فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت نخست وزیر و هیئت وزیران 16/3/1368"

 

امام خمینی (ره) ، یک حقیقت همیشه زنده تاریخ

 اماما! تو با جان‏هاى بى‏قرار ما چه حديثى خواندى كه جز با چهره خونين بر لقاى دوست راضى نمى‏شويم، ما را به جنت‏اللقاى دلباختگى آشنايمان كردى و بر سرمستان باده ولا، حلاوت شهادت نوشاندى و با تو تا اوج افلاك بال گشوديم و تو، بى‏انتهاى وصل را نشانمان دادى تو بودى كه دريچه ديگرى بر قلبمان گشودى و عقائدمان را محكم و ايمانمان را استوار ساختى.

اى امام حماسه‏هاى شورآفرين ، ما در مكتب تو درس وفادارى آموخته‏ايم. و دل در مهر آن پيشواى آسمانى غايب داريم و ديده بر گل روى ميوه دل زهرا عليها السلام فكنده‏ايم و گوش جان بر فرمانش نهاده‏ايم و هرگز به تكرار سقيفه تن نخواهيم داد.

۱۴ خرداد سالگرد ارتحال ملکوتی امام خوبیها حضرت روح الله (ره)

بر همه عاشقان راستین ولایت و رهبری تسلیت باد.

زیـنـت

▬▬▬▬▬ஜ یا جواد الائمـﮧ ادرکنـﮯ ஜ▬▬▬▬▬


✸ زیـنـت فقر ، پاكدامنـﮯ اسـتــ

✸ زیـنـت بـﮯ ‏نیازے ، شكر اسـتــ

✸ زیـنـت بلا و سختـﮯ ، صبر اسـتــ

✸ زیـنـت سخن ، فصاحت اسـتــ

✸ زیـنـت روایت ، حفظ کردن آن اسـتــ

✸ زیـنـت علم ، تواضع اسـتــ

✸ زیـنـت عقل ، ادب اسـتــ

✸ زیـنـت بزرگوار ، خوشرویـﮯ اسـتــ

✸ زیـنـت نیكوكارے ، منّت نگذاشتن اسـتــ

✸ زیـنـت نماز ، خشوع و توجـﮧ قلبـﮯ اسـتــ

✸ زیـنـت قناعت ، انفاقِ بیش از وظیفـﮧ اسـتــ

✸ زیـنـت ورع ، ترك خواستـﮧ هاسـتـــ


▬▬▬▬▬ஜ یا جواد الائمـﮧ ادرکنـﮯ ஜ▬▬▬▬▬

ولادت حضرت علی اصغر مبارک باد

زینب بیا و آینه‌ی حیدری ببین

آری خدا دوباره علی آفریده است

نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است

چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است

 
. . . و تو اتفاق افتادی

و شدے (( سـیـد عـلـﮯ حـسـیـنـﮯ ))

پلک گشودے دنیایی را که برایت کوچک بود

درست یک گام مانده به ضیافت بزرگ عشق آمدے


بسیارے ، حسین علیه السلام را که باطن کعبه بود ، رها کردند و مسافر کربلا نشدند

اما تو که از قبیله عشقی پشت به "قبله" ے قبیله نکردے

تا در کربلا ، "حاجی" شوے


شش ماه برایت کافی بود تا کربلایی شوے و به ملکوت برسی

علی "اصغر" بودے ، اما دلت "بزرگ" بود


و تو اتفاق افتادے و چشم به راه یک روز ماندے

روزے که قنداقه امروز و لباس احرام فردایت بوے (( خون )) بگیرد.

صدقه

◄◄◄◄
◄◄

صــــــــــدقــــــــــــه

◄◄
◄◄◄◄

حضرت امیرالمومنین علی (ع) از رسول خدا (ص) روایت کرده است:


صـــدقه زمانی که از دست صـاحبش بیرون رود، پیش از این کـه در دست

سائل وارد شود، پنچ کلمه سخن می گوید:



┘◄ آن که من انـــدک بودم تو مرا بسیـــار زیــــاد کردی


┘◄ آن که من صغیــــر بـــودم تــو مـــــرا بــــزرگ کردی


┘◄ آن که من دشمـن بــودم تو مــرا دوست نـمودی


┘◄ آن که من فــانی بودم تو مرا باقی و جاویــد کردی


┘◄ آن که تو مرا نگهدار و حافظ بودی، و الان من حافظ و نگهدار تو هستم

از پای فتادیم چو آمد غم هجران تو ای پاک نژاد

قالَ علیه السلام : لا تَطْلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدِرْتَ عَلَیْهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إ لَیْهِ، فَإ نَّما قَلْبُ غَیْرِکَ کَقَلْبِکَ لَهُ.

فرمود: از کسى که نسبت به او کدورت و کینه دارى ، صمیّمیت و محبّت مجوى .
همچنین از کسى که نسبت به او بدگمان هستى ، نصیحت و موعظه طلب نکن ، چون که دیدگاه و افکار دیگران نسبت به تو همانند قلب خودت نسبت به آن ها مى باشد.

شهادت مظلومانه حضرت امام علی النقی الهادی(ع)تسلیت باد.

لیلةالرغائب ،شب آرزوها

شاید حاجت من در بند کلامی از جانب تو به خدا باشد

پس دعایم کن!

اولین شب جمعه ماه رجب

لیلةالرغائب

شب آرزوهاست

میلاد باقرالعلوم

3خرداد

سالروز فتح خرمشهر مبارک

چه روز باشكوهي است سوم خرداد، روزها و شب‌هاي منتهي به آن، سراسر خاطره و نيايش است و چه باشكوه كه نخل‌ها همچنان ايستاده‌اند. نخل‌ها هنوز ايستاده‌اند تا مقاومت را به رخ تاريخ بكشند، كارون همچنان جريان دارد تا رفتن و پيوستن را متجلي سازد.
نخل‌ها هنوز ايستاده‌اند تا ما بدانيم مردان و زنان اين سرزمين چگونه از خود عبور كردند...
نخل‌ها بيدارند و از راز و رمز شب، سنگر و سكوت و ستاره مي‌گويند، نخل‌ها ايستاده‌اند، خدايا ! فردا چه خواهد شد...
خدايا چه مي‌شود اگر خورشيد بر سرزمين‌ طلايي "خرمشهر" فرود آيد و بر دستان زنان و مردانش بوسه زند، سزاوارست اگر ماه بر پيشاني اين سرزمين سجده كند.
خدايا سزاوارست اگر ستاره‌ها يكي يكي بر زمين آيند تا در برابر عظمت فرزندان اين خاك كرنش كنند.
خدايا! كجايند آن مردان به ادعايي كه از نور هديه مي‌چيدند.
كجاست فرياد الله اكبر مردان خدايي كه قلب دشمن را مي‌شكافتند.
خدايا! صداي گلوله رانشنيده‌ام، صداي زوزه خمپاره رانشنيده‌ام.صداي سوت نارنجك را نشنيده‌ام، رد گل آلود پاي دشمن را نديده‌ام اما به ياد دارم غارت خانه و كاشانه مردم را ... چگونه مي‌توان از ناجوانمردي سيم‌هاي خاردار و ميدان مين نگفت.
چگونه مي‌توان كتاب تاريخ را بست و نگفت كه دشمن چگونه به خود اجازه داد شهري را ويران، مادري را منتظر و فرزندي را از خانه‌اش بيرون كند.
چگونه مي‌توان آرام نشست و بر سوگ "لاله‌هاي سرخ"‌با باران همراه نشد.
خدايا!
اين قطار قديمي در بستر موازي كدام تكرار خواهد ايستاد ... نكند توقف و ماندن ما بهانه‌اي براي سوار شدن بر قطار تكرارها ‌شود و ما غافل از شهدا فقط تصوير آنها را قاب و طرح جاده‌ها ببينيم. چقدر فاصله افتاده بين ما و خرمشهر...
اما نه! انگار همين ديروز بود كه نخل‌ها هم، آهنگ رفتن داشتند و لحظه‌هاي پر از دوست داشتن در تمام زمان جاري بود و همه در جستجوي شهادت!
رفاقت بود و رفاقت و رقابت معنا نداشت...
خدايا! چگونه مي‌توان اين همه عظمت را فراموش كرد كه تاريخ در برابر آن سر تعظيم فرود آورده است.
نمي‌توانم از سربازي نگويم كه زمان را با سرعت نگاهش مي‌كاويد، ‌آخر صداي كودكي از زير آوار به گوش مي‌رسيد و آنسوتر ... خمپاره بود و آتش!
سرباز نيز در كمين لحظه‌اي براي نجات! زمان را جستجو مي‌كرد و لحظه‌اي از كودك چشم بر نمي‌داشت ... مگر باران وقت باريدنش بود!

خدايا! حال چگونه مي‌توان از جلال و شكوه شب‌هاي "مسجدجامع" نگفت و دم نياورد. چگونه مي‌توان در برابر بزرگي مردان و زنان اين سرزمين سكوت كرد و هيچ نگفت! مگر مي‌شود؟ چگونه مي‌توان در قطار قديمي تكرار در خطوط موازي ماندن و رفتن، در جا زد و در برابر مردمي كه به زيبايي ايستادند، ساكت ماند!
خدايا! به من ارزاني دار آن تواني را كه بتوانم جاري كنم آنچه را كه گذشت.
اكنون صداي نيايش‌هاي محمد‌،‌بهنام ، سجاد و.. است كه در كوچه‌هاي خرمشهر جاري و ساري است.
خدايا! چگونه مي‌توان از بال كبوتران كه التماس رفتن داشتند، نگفت و پروازشان را نستود. به يقين هيچ كس نمي‌تواند از اين عبور كند كه در هيچ سنگري نشاني از "ورود ممنوع"‌نبود و خط سادگي خط همه عاشقان اين سرزمين بود...
نمي‌توان از اين گذشت كه نوجواني به مادرش التماس مي‌كرد "خرمشهر" تنهاست، بايد بروم، رفت اما ماند و جاودانه شد...
چگونه مي‌توان از "بهنام محمدي‌" نوجواني كه با تمام وجودش با تمام ايمان و اعتقادش از سرزمين و آرمان‌هايش دفاع كرد بي‌آنكه ادعايي كند ... نگفت. بايد اور ا ستود كه پرواز پرنده ستودني است.
او "آزادي" را نثار دست‌هاي ناتوان پيرمردي كرد كه در پشت نگاه سراپا مهرباني‌اش تنها دارايي‌اش را هديه داد.
او "شجاعت"‌را نثار مادري كرد كه تنها اميد زندگي‌اش را تقديم كرد.
آري! چگونه مي‌توان سكوت كرد و نگفت كه 45" روز " مقاومت يعني شكستن دشمن، يعني عشق و ايمان، يعني اعتقاد، يعني رستن از اسارت دنيا و پيوستن به حق ... آ‍زادي به معناي مطلق كلمه!

با تمام وجود،
تنها مي‌توان گفت "خرمشهر را خدا آزادكرد"...
و تنها مي‌توان گفت: اي جاده‌هاي سخت ادامه، ما را لياقت رفتن نيست...؟
ياد همه شهدا به ويژه شهداي سوم خرداد خرمشهر گرامي وجاودان باد.

برگرفته از www.aviny.com

أَینَ الرَّجبیُّون

اگر مؤمنی را دوست دارید آمدن ماه رجب را به او مژده دهید...امام محمد باقر  (علیه السلام)

آغاز فصل عبادت و نوشیدن از نهر گوارای رجب و در آویختن در شاخه طوبای شعبان تا رسیدن  به سدرة المنتهای رمضان و گل چیدن در بهار قرآن مبارک باد.

 

اعمال روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

                                                                                                    

                                                                                                                                                     التماس دعا

                                                                                                                         

برگرفته از مفاتیح الجنان

 

او که جز من کسی را نداره...

خدا به بنده گفت : بنده من یازده رکعت نماز شب بخوان .

بنده به خدا می گه :خدایا آخه من ...خسته ام  نمی تونم .

خدا :عیبی ندارد. دو رکعت نماز «شفع» و یک رکعت نماز «وتر» بخوان .

بنده : خدایا حال ندارم. برایم مشکله نیمه شب بیدارشم .

خدا :بنده من قبل از خواب این سه رکعت رو بخوان .  

بنده  : خدایا سه رکعت زیاده.

خدا: بنده من فقط یک رکعت نماز «وتر» بخوان.

بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام  راه دیگه ای نداره ؟

ادامه نوشته

نازنینا


عمریست که آواره ی دشتی آقا ...

رفتی و هنوز برنگشتی آقا ...

شاید که چو آمدی و دیدی خوابیم ...

از خیر تماممان گذشتی آقا ...









اللهم عجل لولیک الفرج

یا زهرا

حجاب برای رشد و کرامت زن، "حق" اوست و برای حفظ و رشد دیگران "تکلیف" است

بي حجاب يا بد حجاب شاخه بيرون از حصار باغ است

گفتم : وجدان

گفت يادش بخير.

گفتم : غيرت 

گفت تاريخش گذشت.

گفتم : حجاب 

گفت : چرا ؟ 

بعد از سلام و احوال پرسي گفتم :چه خوب بود اگر يک سري به وجدان ميزدم 

گفت چي شده ياد وجدان افتادي ؟

_ راستش علت اين همه جنایت ها و بد حجابي ها بي وجدانيه . آهي کشيدم وگفتم :

هرشاخه که از باغ آرد سر 

در ميوه ي آن طمع کند رهگذر 

بي حجاب يا بد حجاب شاخه بيرون از حصار باغ است که طمع هر رهگذر 

را به سمت خودش جلب مي کند.عاقلانه نيست که انسان براي لذت ديگران 

عذاب الهي را براي خودش بخره .

حجاب به روایت شکلات+عکس

تو یکی از سایتا داشتم میگشتم دیدم یه مطلب جالب در مورد حجاب گذاشتن!!

رفتم نگاه کردم دیدم مطلب جالبیه با خودم گفتم نامردی اگه نذارم اینارو دوستانمم ببینن:

ادامه تو ادامه مطلب.

ادامه نوشته

حجاب در چند دهه اخیر+عکس ... ( طنز )

با سلام خدمت دوستای عزیز!!

عکسی بسیار زیبا رو براتون قرار دادم که به روش رشد حجاب در دهه ۶۰ تا ۹۰ اشاره کرده!!

اینطور که حجابمون پیش میره خدا آیندمون رو بخیر کنه!!!

برای دیدن عکس به ادامه مطلب برید...

ادامه نوشته

احاديث زيبا در مورد بانوان به مناسبت روز زن

:رسول اكرم صلى الله عليه و آله

"بيشترين خير و بركت در زنان است"

من لايحضره الفقيه، ج3، ص385، ح4352

 

رسول اكرم صلى الله عليه و آله 

خداى بزرگ، به زنان مهربان تر از مردان است و هيچ مردى، زنى از محارم خود را خوشحال نمى كند، مگر آن كه خداوند متعال او را در قيامت شاد مى كند

كافى، ج6، ص6، ح7

 

رسول اكرم صلى الله عليه و آله

يكديگر را به رفتار نيك با زنان سفارش كنيد

بحارالأنوار، ج33، ص628، ح744

 

رسول اكرم صلى الله عليه و آله

اخلاق خود را نيكو كنيد و با همسايگان خود مهربان باشيد و زنان خود را گرامى بداريد تا بى حساب وارد بهشت شويد

التوحيد، ص 127

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود
هر کس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می کند
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۳

 

رسول خدا (ص) فرمود:
هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۸

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود
این سخن مرد که به همسرش می گوید : واقعا ترا دوست دارم ، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد
شافى جلد ۲ ص ۱۳۸

 

حضرت صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود
هر کس زن‏ گرفت ، ‏باید او را گرامى و محترم بشمارد
بحار جلد ۱۰۳ ص ۲۲۴

 

پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله فرمود
هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند و هر مردى که دستش را بر موهاى زن مسلمانى بگذارد (براى اذیت موى سرش را بگیرد) در دوزخ‏ دستش با میخ هاى آتشین کوبیده می شود.

 مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۰

 

امیر المؤمنین‏ علی علیه السلام فرمود
آنها (زنان) نزد شما امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید
مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۱

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود
بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوشرفتارتر هستم

 

شهیده ناهید فاتحی کرجو

شهیده ناهید فاتحی کرجو

نام  :  ناهید
نام خانوادگی  :  فاتحی کرجو
نام پدر  :  محمد
تاریخ تولد  :  ۴/۴/۱۳۴۴
یگان  :  همکاری با سپاه و پیش مرگان انقلاب
تاریخ شهادت  :  ۰۱/۰۹/۱۳۶۱
محل شهادت  :  روستای هشمیز کردستان
عملیات  :  توسط ضد انقلاب

آرامگاه  :  تهران - بهشت زهرا (س)

پوستری در نمایشگاه کتاب که توجه همه بینندگان را به خود جلب کرد.

خاطراتی از «ناهید فاتحی کرجو» به روایت پدرش

دختر همسایه، عروسک را که دید به گریه افتاد و گفت خیلی عروسک دوست دارد اما پدرش نمی‌تواند مانند او را برایش بخرد؛ ناهید به خانه که آمد عروسک همراهش نبود.

شهیده «ناهید فاتحی‌کرجو» در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج به دنیا آمد. با شروع حرکت‌های انقلابی مردم، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرار گرفت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع درگیری‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همکاری‌اش را با نیروهای ارتش و سپاه آغاز کرد. ناهید بیشتر وقتش را به خواندن کتاب‌های مذهبی و قرائت قرآن و انجام فعالیت‌های اجتماعی می‌گذراند.

ناهید اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد که به دست نیروهای ضدانقلاب اسیر شد و 11 ماه توسط ضدانقلاب شکنجه شد؛ موهای سرش را تراشیده و ناخن دست و پایش را کشیدند تا به امام خمینی(ره) توهین کند اما او شهادت را به زندگی با ذلت ترجیح داد. ناهید فاتحی در حالی که 16 سال بیشتر نداشت توسط ضد انقلاب زنده به گور شد و به شهادت رسید.

«محمد فاتحی کرجو» پدر این شهیده خاطره‌ای از فرزندش را روایت می‌کند:

ناهید از همان کودکی با دیگران فرق داشت. کوچک که بود کلافه می‌شدیم، از بس سؤال می‌کرد. کنجکاوی او همه را کلافه می‌کرد. حتی در مورد مسائل بدیهی هم سؤال می‌کرد. انگار می‌خواست ته و توی همه چیز را دربیاورد. تا جایی که قادر به جواب دادن نبودیم.
ادامه نوشته

شهید ناهید فاتحی

زندگینامه بسیجی شهید ناهید فاتحی کرجو

(سمیه کردستان ، اسطوره ای که جان داد تا حرمت امام خود را نشکند)

ولادت و معرفت به معبود

ناهید فاتحی کرجو در چهارمین روز از تیر ماه سال 1344 در شهر سنندج در میان خانواده ای مذهبی و اهل تسنن به دنیا آمد. پدرش محمد از پرسنل ژاندارمری بود و مادرش سیده زینب، زنی شیعه، زحمتکش و خانه دار بود که فرزندانش را با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ  می کرد.

http://basij.ir/attachment/1224316.jpg

ناهید کودکی مهربان، مسئولیت پذیر و شجاع بود که در دامان عفیف مادر، با رشد جسم، روح معنوی خود را پرورش می­داد. آن قدر در محراب عبادت با خدا لذت می­برد که به پدرش گفته بود: «اگر از چیزی ناراحت و دلتنگ باشم وگریه کنم، چشمانم سرخ می شود و سرم درد می گیرد. اما وقتی با خدا راز و نیاز کرده و گریه     می­کنم، نه خسته ام، نه سردرد و ناراحتی جسمی احساس می کنم، بلکه تازه سبک تر و آرام تر می­شوم».

 

نوجوانی از جنس ایمان و شهامت

با شروع حرکت های انقلابی مردم ایران، ناهید هم به سیل خروشان انقلابیون پیوست و با شرکت در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد طاغوت در جرگه دختران مبارز کردستان قرارگرفت.

روزی با دوستانش به قصد شرکت در....

ادامه نوشته

معلم عزیز روزت مبارک.

عزیزان گرانقـــــــــــــــــــدر

روز معلم رو بر تمام شما معلمان عزیز تبریک میگویم ببخشید دیر اومدم. شما معلما بزرگوارید. ان شاالله که منو میبخشید.این گلها هم برای شما زحمتکشان .

 

دلم هوای شما کرده بی هوا مادر

گمشده ی مدینه

ای بقیع صحبتی با فاطمه ام دارم .سلام من را به او برسان وبگو:جان ما فدای تو باد !چرا مهدیت نیامده است.به فاطمه ام بگو  چه بر سرت آوردند که حتی نخواستی قبرت هم پیدا باشد؟؟؟

ای بقیع! می دانی، خوب می دانی گمشده ای دارم از جنس یاس های کبود. گمشده ای که گرمای بوسه های پیامبر بر دستانش محسوس است، گمشده ای که بوی محمد (ص) را می دهد... با من حرف بزن! به من بگو فاطمه ام را در کدامین نقطه به آغوش کشیده ای! به من از اشک های حسین بگو. از دل تنگی های زینب که دل علی را لرزاند.به من بگو حسنم در غم هجران مادر، کدامین مرثیه را سر داد؟ به من بگو آن شبی که پهلویی شکست با صورتی نیلی را در خود جای دادی، چطور توانستی طاقت بیاوری؟ ! چگونه توانستی شاهدباشی  بدن کبود گل یاس محمد(ص) راغریبانه به تو بسپارند؟ !

...و اما اینک به تو غبطه می خورم; زیرا درد دل های مولایم را بامادر می شنوی، می بینی که چطور سر بر خاک مادر نهاده و از زمانه و اهلش گله می کند و برای مصیبت های جدش، حسین بن علی اشک می ریزد و آن گاه، چگونه زهرای مرضیه (س) او را آرام می کند. خوشا به حالت بقیع!